ايستاده بودي

بالاي آن تپه سبز

نفس كشيدم آرام

در" ابر و باد" بي‌تابي ‌كرد

فيروزه‌هاي بالا دست

رعد و برق آمد

پرنده‌ها لابه لاي شاخه‌ها خزيدند

نفس كشيدم آرام

تو رفته بودي

و بوي باروت مي‌داد علف‌‌ها