جستاری در باب فرایند جهانی شدن نوروز- 1

نمای اول

گستره‏ ی جهانی نوروز: درباره‏ی نوروز و خاستگاه باستانی این پدیده‏ ی شگفت چيزهاي شنيده ايم و خوانده‏ایم. اگر بخواهیم به ریشه‏های فرهنگی تاریخی نوروز بپردازیم، بی‏گمان دچار تکرار می‏شویم؛ البته از باب تکرار احسن می‏توان برخی از رویدادهای تاریخی و فرهنگی را از زاویه‏های متفاوت بررسی کرد. برای طرح مساله و این‏كه بتوانم این عنوان كلان؛ یعنی فرایند جهانی شدن نوروز را اندكی واكاوی نموده و در پایان این نبشتار به نتیجه‏ی منطقی برسیم، ناگزیرم از باب مقدمه اشاره‏یی كوتاه به جایگاه كنونی نوروز در سطح جهان داشته باشم. سپس به این مسایل خواهم پرداخت كه چگونه این پدیده‏ی طبیعی با اسطوره‏ها و باورهای دینی مردم درهم تنیده شد و به فرایند جهانی شدن رسید.  جستار حاضر به مشابهت‏ها و مخرج‏های مشتركی نیز اشاره می‏كند كه در تقویم میلادی و برخی از گاه‏شمارهای محلی در كشورهای خارج از قلمرو نوروز باستان وجود دارند.

 تا این جا همه می‏دانیم که جشن نوروز میراث عهد باستان است. شاید هم انسان‏های نخستین در دو سوی خط  استوا به وی‍‍‍ژه در كشورهای آسیایی( افغانستان، ایران، پاكستان، هند و تاجكستان، تركیه، آذربایجان و...) نوروز را گرامی می‏داشتند.  جغرافیای جشن‏های نوروزی امروز جهانی شده است. حتا کشورهایی که  نظر به موقعیت جغرافیایی از خاستگاه اصلی نوروز فاصله دارند، جشن نوروز را به شیوه‏‏هایی متفاوت برگزار می‏کنند. در گذشته‏ها و تا پیش از سال 2010 میلادی آغاز سال نو خورشیدی رسمیت جهانی نداشت. تنها در کشورهای فارسی‏زبان و برخی کشورهای منطقه با مراسم ویژه‏یی برگزار می‏گردید؛ اما خوش‏بختانه سازمان ملل متحد به تاریخ ۲۴ فبروری ۲۰۱۰ با تصویب قطع‏نامه‏یی، عید نوروز را به عنوان «روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان» به رسمیت شناخت.  این اقدام ملل متحد در گسترش و شهرت جهانی نوروز بسیار تاثیرگذار بود. تا جایی که در سال‏های اخیر از جشن نوروز در قصر سفید نیز تجلیل می‏گردد و سفره‏ی هفت‏سین و هفت‏میوه در این كاخ چیده می‏شود.  در دانش‏نامه‏ی ویکی‏پدیا نیز در رابطه به گستره‏ی جغرافیایی نوروز چنین می‏خوانیم:«جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا استراخان و نیز امریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود. هم‏چنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آن‏ها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود.»

 نمای دوم 

 چیستی نوروز باستان: نوروز ماهیت چند بعدی دارد. هرگاه بخواهیم این وا‍ژه‏ی تركیبی را بشكافیم و تجزیه‏كنیم، از دو واژه‏ی مشتق شده است؛ نو+ روز. این واژه‏ی تركیبی در متون كلاسیك فارسی «نوروز» و در عربی «نیروز» آمده است.    شاعران و نویسندگان در سده‏ی چهارم  و پنجم هجری، در آثارشان نوروز را به جمشید نسبت داده‏اند و در آثار فردوسی، منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و... كه به ادبیات پیش از اسلام پرداختند، برگزاری آیین‏های نوروزی را میراث عصر باستان دانسته‏اند.  فردوسی، در شاهنامه نوروز را این گونه روایت می‏کند:  جهان انجمن شد بر تخت اوی

  از آن بر شده فره بخت اوی

 به جمشید بر گوهر افشاندند 

مر آن روز را روز نو خواندند

  سر سال نو هرمز فرودین 

بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

  به نوروز نو شاه گیتی فروز 

 بر آن تخت بنشست فیروزروز 

بزرگان به شادی بیاراستند

 

می و رود و رامشگران خواستند 

 

و منوچهری نیز چنین داد سخن می‏زند:

  آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز

  کامگارا کارگیتی تازه از سرگیر باز  

 محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته:«جمشید علما را فرمود آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می‏باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد، بنمایـیـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.»  (دانش‏نامه‏ی ویکی پدیا- ویرایش جدید)    وقتی آثار و فرآوردهای دانشمندان را جست‏وجو می‏كنیم به تعریف‏ها و برداشت‏های زیاد درباره‏ی نوروز بر می‏خوریم. من برخی از گفته‏های دانشمندان و تاریخ‏نگاران را در این زمینه انتخاب نمودم كه در این نبشته به آن‏ها اشاره می‏كنم.  ابوریحان بیرونی، بیان‏گذار نوروز را جمشید پادشاه سلسه پیشدادی می‏داند و با جزییات تمام شرح می‏دهد كه مدت برگزاری آیین‏های نوروزی پس از جمشید یك ماه بوده است.  مجله‏ی فرهنگ آریانا، با استناد به سخنان فردوسی بزرگ چنین می‏نویسد: « جمشید بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی، بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. ( هرمزد روز اول فروردین را می‏گفتند) چون مردم این شگفتی از وی بدیدند، جشن گرفتند و آن روز را  نوروز خواندند.» 

عصر حكم‏روایی اسكندر مقدونی و نسل‏های بعد از او نیز نوروز فراموش نگردید و این سنت تا دوره‏ی ساسانیان ادامه یافت.  در عصر ساسانی‏ها مردم پیش از فرا رسیدن نوروز با كاشتن گندم، جو، ماش و عد و انواع دانه‏های زراعتی و... پیش از فصل كشت و كار تشخیص می‏دادند كه كدام  دانه زراعتی رشد خوب دارد و در نتیجه سبزیی  را انتخاب می‏كردند كه تا سال نو خوب رشد كرده بود. جالب است كه این اعمال را هم به طور رسمی در قصر پادشاه انجام می‏دادند و هم مردم در خانه‏های شان به كشت سبزه و دانه‏های زراعتی می‏پرداختند.

  نوروز در آیین زردشت نیز جایگاه خاص دارد و در کتاب «بندهش» از نیکوکارانی یاد می‏شود که در آن روز دختران خود را به دریاچه‏یی مقدس می‏فرستادند تا سوشیانت( موعود دین زردشتی) از آنان زاده شود. هم‏چنین  زردشتیان به این باور بودند كه پیامبرشان در روز ششم ماه حمل، توفیق یافت تا با خداوند مناجات كند و بدین مناسب نوروز را گرامی می‏داشتند. 

ذبیح‏الله صفا، نوشته است که زردشتی‏ها، نوروز را با مراسم  ویژه  و كم نظیر برگزار می‏كردند.

  هم‏چنان در اوستا آمده است كه خداوند در اولین روز از ماه فروردین کار خلقت انسان و سایر مخلوق‏ها را به پایان رساند و آدمی برای سپاس‏گذاری و قدردانی از خداوند و نعمت‌های وی به نیایش و شادمانی پرداخت. در این كتاب از دیگر فلسفه‌های جشن نوروز نزول فروهرهای آسمانی به زمین خوانده شده است.

 فروهرها به عقیده زردشت شاید ارواح گذشتگان، روح پاک، وجدان بشری و یا فرشته‏هایی بودند كه روز اول نوروز به زمین نازل می‏شدند و به همین مناسب مردم خانه تكانی می‏كردند و برای استقبال از فروهرها آمادگی می‏گرفتند.

  در دانش‏نامه‏ی آنلاین ویكی‏پدیا، درباره‏ی جایگاه نوروز در عصر ساسانیان چنین می‏خوانیم:« در دوران ساسانی، مراسم نوروز را بین شش تا سی روز برگزار می‌کردند و روز ششم فروردین یا نوروز بزرگ را خرداد روز می‌نامیدند و این روز را متعلق به فرشته‏ی مقدس خرداد می‌دانستند. پیروان آیین مزدیسنا هم‏چنین معتقد بودند که زرتشت (650 سال پیش از میلاد مسیح) در این روز متولد شده و در همین روز مقدس با خداوند به راز و نیاز پرداخته است.» در نهایت می‏توان گفت که نوروز به باور پیروان زردشت، محملی بود برای شکل‏گیری این رویدادهای شگفت و بدین جهت زردشتیان این روز را مبارک و خجسته تلقی می‏نمودند.

  نمای سوم 

نوروز در جغرافیای اسلام: پس از آن كه آیین نجات‏بخش اسلام در عربستان ظهور كرد و به تدریج در كشورهای آسیایی گسترش یافت. بسیاری از سنت‏های پیشین مردود شمرده شد. برخی از این سنت‏ها با فرهنگ اسلامی آمیخته شد و صبغه‏یی دینی و مذهبی به خود گرفت. نوروز نیز این امر مستثنا نماند و با اندكی تغییرها، فلسفه‏ی وجودی‏اش را حفظ كرد؛ چنانچه در روایت‏های اسلامی از زبان بزرگان دین گفته شده كه نوروز روز مباركی است. در این روز خدا آفرینش جهان را به فرجام رساند و فرشته‏ی وحی به پیامبر نازل شد و خدا حضرت آدم را آفرید. به این  دلایل نوروز برای پیروان اسلام مقدس و محترم شمرده می‏شود.

  پس از عصر خلفای راشدین و تحول‏هایی كه در جامعه اسلام به وجود آمد، به تدریج نوروز شكوه گذشته را بازیافت. پس از دوره‏ی امویان، در دوره عباسیان آیین‏های نوروزی جان تازه گرفت؛ به‏ویژه مامون خلیفه عباسی به نوروز تمایل نشان می‏داد؛ اما این روند با ظهور ابومسلم خراسانی تقویت شد و بسیاری از سنت‏های نوروزی كه در صدر اسلام به دلایلی مختلفی می‏رفت كه نابود شود، زنده شد. 

به باور برخی دانش‏پژوهان، یكی از دلایل ماندگاری نوروز در عصر خلافت عباسیان این بود كه  مراسم نوروز بهانه می‏شد تا امیران و بزرگان محلی به مناسبت نوروز هدایای گران‏بهایی برای خلیفه بفرستند. با روی كار آمدن سامانیان ( 261 تا 389 ق ) و آل بویه (320 تا 448 ق ) در فارس عجم، ساحه‏ی نفوذ آیین‏های نوروزی  پس از یك دوره فترت تقویت گردید.

  بلوک باشی؛ نویسنده‏ی ایرانی به نقل از  امام محمد غزالی؛ فیلسوف اسلامی (450 - 505ق) می‏نگارد كه غزالی در شرح «منکرات بازارها» فتوا داده بود كه « نوروز و سده باید که مندرس شود و کسی نام از آن نبرد». 

این برخورد برخی از فیلسوفان اسلامی نشان می‏دهد كه نوروز در سده‏های نخستین ظهور اسلام مخالفانی چون امام محمد غزالی داشت.

نقد شعرجوان كابل و رونمایی کتاب

در واپسین روزهای سال 1389خورشیدی، دهمین شب از "شب‌های کابل" به نقد و بررسی شعر جوان اختصاص یافت.

19حوت سالون کنفرانس موسسه‏ء تحصيلات عالي ابن سينا، ميزبان جمع زيادی شاعران و نويسندگان كشور بود. اين بار خانه‏ء ادبيات افغانستان در ابتكار تازه‏ ای همزمان با شب شعر جوان كابل كتاب‏های« شعر جوان كابل» به كوشش عبدالشكور نظری، «هزار خانهء خواب اختناق» نوشتهءعتيق رحيمی، «راه و چاه» اثر خالد نويسا، «از تلخی ترانه» اثر راحله يار،« چشمه آوا» اثر محمد انور سمندر،« تكوين» اثر سيد ضيا قاسمي،« گل قاقا» اثر تقی واحدی، «ناشاد» اثر محمدحسين محمدي و « رقص زاغ‏ها» اثر اكبر احمدي را نيز رونمايي كرد.

محمد حسين‏محمدي؛ مدير خانهء ادبيات افغانستان با اشاره به اهميت و جايگاه شعر به ويژه بازشناسی شعر جوانان افغانستان تصريح كرد كه نظر به اين اولويت‏ها، شب دهم از سلسله برنامه‏های ادبی شب‏های کابل را به شعر جوان كابل اختصاص داديم.

عبدالشكور نظري؛ مدیر اجرايي خانهء ادبيات و مسئول شب‏هاي كابل، با اشاره به برگزاري شب دهم و اختصاص يافتن آن به نقد و بررسي شعر  جوان  كابل گفت که در مقاطع مختلف، كشور ما دچار گسست هايي زيادي گرديده و اين گسست در عرصه‏ء فرهنگي و فاصله گرفتن از پيشينهء فرهنگي دركشور بيشتر ديده مي شود و در چنين جامعه‏ای پرداختن منتقدانه به امور بسيار مهم است.

وي، هنر و ادبيات معاصر افغانستان را مهم ترين حوزه برای چنين رويارويی‏ها بيان كرد و هدف از برگزاری اين مراسم را معرفی شاعران جوان و ايجاد فضای دموكراتيك ادبی دانسته گفت:« دموكراسي در ادبيات از فرهنگ نقد و نقد پذيري در اين حوزه آغاز می ‏شود و جوانان شاعر افغان در كنار ديگر نويسندگان ادامه دهندگان سنت ادبي ديرپاي اين سر زمين خواهند بود؛ بنابر اين اين نوبت را به شعر جوان كابل اختصاص داديم.»

مسئول برنامه شب‏هاي كابل، در باره معيارهاي گزينش شعر جوان و نشر آن در كتاب شعر جوان كابل گفت:" در اين مورد ما معیارهایی چون كيفيت( يعني داشتن حد اقل شرايط به لحاظ انديشه، زبان و تخيل)،جامعيت( يعني تلاش بر اين بوده است تاجاي كه ممكن است كسي از قلم نيفتد)، تنوع محتوايي و شرايط حداقلي به لحاظ امور فني و استعداد ويرايش پذيري آثار را در نظر گرفتیم."

در بخش نخست اين برنامه‏ء ادبي، شماري از منتقدان به نقد و بررسي شعرجوان كابل پرداختند.

افسر رهبين؛ شاعر و منتقد ادبي، با نگاه انتقادی  به کتاب" شعرجوان كابل" تصريح كرد كه كار شعر پيش از اين كه حرفه باشد رسالت است، شعر انقلاب است؛ نه از نوع انقلاب ماركس و لنين، بل از نوع انقلاب مولانا و... است.

  وي با انتقاد از شاعران جوان گفت:" شاعر امروز بيشتر به بازي هاي زباني مي پردازد و كمتر سهم مخاطب را در نظر مي گيرد، بنابر اين نياز شعر امروز اين است كه مخاطب خود را پيدا كند."

سیدضياقاسمي، شاعر و منتقد ادبي، به نقد دقيق گزيده‏ء شعر جوان كابل پرداخت و اين گزيده را از زاويه های مختلف فرم، محتوا، زبان و... به بررسي گرفت. وی تصريح كرد كه در شعر جوان كمتر كشف و ابتكار ديده می شود، بيشتر شعرهايی كه در اين كتاب گردآوري شده تازگي و جاذبه‏ای خاص ندارد.

 به باور قاسمي،  دو سه شعر در اين گزيده، خوب پرداخت شده و شاعر نگاه نو به مسايل داشته اما بخش عمده‏ء شعرها از تنوع زباني برخور دار نيستند.

وي، با انتقاد از تك محوري برخي از شاعران و تاكيد آنان به مسايل جنسي در شعر افزود:" شعرهايي در اين گزيده ديده مي شود كه بيش از اندازه به يكي از نيازهاي طبيعي انسان تاكيد و بزرگ نمايي شده است، اين رويكرد نشان مي دهد كه شاعر دچارعقدهء جنسي بوده و خواسته باتاكيد به اين نياز عقده گشايي كند." اين منتقد ادبي، تك روي و" پورنو" نویسی را در شعر نادرست خواند تاكيد كرد كه شاعران جوان نبايد به مسايل ايروتيك اينگونه بپردازد.

 

گفتني است، در حاشيه‏ای نقد و بررسي شعر جوان، شاعراني كه آثارشان در كتاب" شعر جوان كابل" منتشر شده بودند، شعر خواندند و شعرهاي شان با هنرمندی علي رحيمي؛ گيتار نواز كشور جلوه‏هاي خاص داده مي شد.

در گزيده" شعر جوان كابل" آثار 25 تن از شاعران جوان به چشم مي خورد، تفاوت اين گزيده با ديگر گزيده‏هاي‏ شعر جوان اين است كه در اين گردآوري، هم شاعران پشتو زبان سهم گرفته اند و هم شاعران جوان دری زبان. اين كتاب به كوشش عبدالشكور نظري، توسط انتشارات "تاك" با برگ آرايي زيبا در هزار شماره و 160 صفحه منتشر شده است.

باید خاطر نشان ساخت که خانهء ادبیات افغانستان، شب دهم از "شب‌های کابل" را با همکاری مؤسسهء تحصیلات عالی ابن سینا، عمران هلدینگ گروپ، روزنامهء افغانستان، مرکز تعاون افغانستان، خانهء فرهنگ افغانستان، سازمان فرهنگی راه نو، فدراسیون نیو فول کانتاکت (شین گیتای) افغانستان و مؤسسهء فرهنگی دردری برگزار کرد. 

 

 

هایکو؛ شعر لحظه‏ها

هایکو، از شناخته شده ترین شعر کوتاه در جهان به شمار می رود، در سه ردیف نوشته می‏شود و 17 هجا دارد. از وزن‏های

عروضی و آرایه‏های ادبی در این گونهء شعری کمتر استفاده می گردد. هایکو به ظاهر ساده و بی پیرایه است، ولی درعین حال ظرافت‏های هنری خاصی دارد، هر شاعری هم نمی‏تواند، باریگ بینی‏های آن را درک کند.

دربارهء پیشینهء تاریخی هایکو و اینکه در کجا و چه وقت متولد شد، حرف و حدیث‏های زیاد وجود دارد؛ اما هایکوشناسان اتفاق نظر دارند که نزدیک به دوهزار سال پیش، در کشورجاپان( شرق دور) شعری متولد شد که نام آن را "تانکا" ماندند. تانکا 31 هجا داشت و به شیوهء پرسش و پاسخ سروده می شد، اما این گونهء شعری بعدها متحول شد و در سدهء شانزدهء میلادی شعر 17 هجایی از بدنهء "تانکا" انشعاب کرد و در شکل و شمایل "هایکو" عرض اندام کرد. اکنون نزدیک به چهارسده است که تانکاه جای خود را به هایکو داده است. به بیان دیگر هایکو، شکل تحول یافته تانکاه است. در اینکه "تانکا" اکنون با همان ویژگی های که در گذشته داشت وجود دارد یا نه، نگارنده چیزی نمی داند.

اما این گونهء شعری، بیش از چهار سده است که در جاپان رسمیت دارد و شاعران جاپانی با الهام از طبیعت لطیف و سر سبزجاپان، لحظه‏های به یاد ماندنی را با سرایش هایکو ثبت می کردند. هایکوهای جاپانی بعدها به زبان های خارجی ترجمه شد. در کشورهای اروپایی و امریکایی طرفداران زیاد پیدا نمود و با اقبال بسیاری از شاعران مطرح جهان مواجه شد.

دربارهء این‏که هایکو در افغانستان چه جایگاه دارد و به چه پیمانه شاعران افغانی با این شعر کوتاه آشنایی دارد، اطلاعات دقیق از سده های پیشین در دست نیست، ولی از دهه هفتاد به این سو، شماری از نویسندگان افغانستان که به زبان جاپانی مهارت داشتند، هایکوهای جاپانی را به زبان دری ترجمه نمودند. برنا کریمی و حضرت و هریز، از چهره‏های شناخته شده‏ای هستند که در ترجمه و معرفی هایکو در افغانستان نقش برجسته‏یی داشتند. بدین ترتیب در چند سال اخیر شاهد طبع آزمایی شاعران معاصر افغانی در هایکو سرایی هستیم. محمود جعفری با نشر "عطرلیمو" نخستین گام‏ها را در سرایش هایکو برداشت و اکنون امیدهای زیاد وجود دارد که هایکو در بین شاعرانی افغانستان، مطرح شود و آثار ماندگاری در این زمینه خلق شوند.

سخن آخر اینکه، هایکو، دریچه‏ایست به جهان پیرامون، تا جهان را به گونهء دیگر تماشا کنیم و در زیبایی‏های طبیعت غرق شویم و لذت ببریم. وصف طبیعت با زبان هایکو، شعر را رنگین تر و دلپذیر تر می کند. هایکو، درک لحظه‏هاست و انسان را به شناخت جهان و محیط ماحول نزدیک می کند.