آوار شدهایم در آبهای جهان
آوارگیام را دود میکنم
آنقدر که آسمان سیاه شود
آنقدر که هوای "پونه" باران بگیرد
آنقدر که ناقوس معبد به صدا در آید
آنقدر که دختر هندو گیسو پریشد
آوارگی ام را دود میکنم
آنقدر که گیج شوند پرندگان این جنگل انبوه
آنقدر که آشفته شوند خواب دژخیمان "وزیرستان"
آنقدر که "کابل" و "ارزگان" آواره کند "ملا عمر" را
***
آوار شدهایم
آنقدر که دود میشویم
در "سی وین استار"
"گلد فلک" و ...
آنقدر که نوشیده میشویم
در "الکل" و "شامپاین"
آنقدر که مست میشویم در باغهای انگور
آنقدر که غرق میشویم در آبهای شور
آنقدر که میسوزیم در چراغهای معابد
آنقدر که خون میشویم
خاک میشویم
در "مرادخانی" و "ابوالفضل"
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 22:8 توسط کاظم حمیدی
|