جستاري در باب فرايند جهاني شدن نوروز2
اما در روستاها و ولایتهای دور افتادهی مناطق مرکزی و شمال افغانستان مانند بامیان، بدخشان و تخار، برخی از سنتهای پیش از اسلام باقی ماند. حتا آتشگذری كه از آیین زردشتی به جا مانده، هنوز به عنوان عنعنهی باستانی در برخی از مناطق در روز نوروز و چهارشنبهی آخر سال اجرا میگردد؛ البته صرف به عنوان یك رسم باستانی. گرچه در جریان جنگهای ممتد، مردم در این مناطق از فضای جنگ متاثر شدند و بسیاری از بازیهای محلی و سنتهای باقیمانده از عصر باستان و دورههای تاریخی پیش از اسلام را فراموش كردند؛ اما هنوز هم امیدهایی برای زنده نگه داشتن سنتهای دیرین وجود دارد.
برخی از شاخههای تندرو مذهبی در کشور، نوروز را تنها به معنای تحویل سال نو قبول دارند؛ اما انجام آیینهای نوروزی را مخالف ارزشهای دینی میدانند.
به باور آنان، رفتن به قبرستان، پختن غذاهای نذری، بالا كردن بیرق، برگزاری محافل سرور و... در روزهای نوروز جواز ندارد و خلاف ارزشهای اسلامی است.
البته به این پنداشتها از سوی مردم نظر به دلایلی توجه چندان صورت نمیگیرد، چون به باور مردم مسلمان افغانستان، تجلیل از نوروز در تضاد با ارزشهای دینی قرار ندارد. كسانی كه از نوروز تجلیل میكنند دلایل مختلف برای خود دارند. مهمترین دلیلشان این است كه تحول در نظام طبیعت نشانهی قدرت الهی است. خداوند با نظم بخشیدن به جهان هستی قدرت و عظمتش را در فصل بهار به نمایش میگذارد و رستاخیز طبیعت را پس از دورهی طولانی فصل سرد و یخبندان به وجود میآورد.
مردم افغانستان با استناد به این اصل منطقی به پیشواز بهار و آغاز فصل نوین در نظام طبعیت میروند و تلاش میكنند تا در زندگی شخصی خود نیز تحولی ایجاد نمایند. بدین ترتیب همگام با تحول در جهان طبیعت روح و روانشان را نیز متحول میكنند.
آنان سال نو را فرصتی برای محاسبهی نفس نیز تلقی نموده و هنگام تحویل سال با بهجا آوردن نماز و نیایش از خداوند خیر و بركت طلب میكنند و در مكانهای زیارتی؛ بهویژه جاهایی كه برای مردم ارزش معنوی بیشتر دارند اگر اعمالی چون برافراشتن بیرق را انجام میدهند، به این معناست كه آنان برافراشتن بیرق را نماد پیروزی میدانند. بیرق در جهان امروز نماد هویت ملی و شاخصهی زنده بودن یك ملت است.
برافراشتن بیرق در سال نو خورشیدی دستكم دو معنای مهم دارد؛ پرچم در معنای اولیه نماد حلول سال نوخورشیدی و پیروزی بهار زندگی بر فصل یخبندان زمستان است؛ اما در نگاه هستیشناسان برافراشتن پرچم، نماد پیروزی انسان برهوای نفس و آغاز زندگی عاری از گناه نیز تلقی میگردد. اگر مردم افغانستان در این روز به انجام مراسم عبادی میپردازند و نذر و صدقه میدهند، این اعمال را به شكرانهی فرا رسیدن فصل كشت و زراعت و به پاس ارجگذاری به نعمتهای خداوند انجام میدهند. بنابراین برگزاری آیینهای نووزی با ارزشهای دینی و با خرد جمعی بشر در تضاد نیست و نمیتوان انجام این اعمال را شرك به خداوند تلقی كرد.
به دلیل وجود نگرشهای متفاوت نسبت به نوروز در جغرافیای چندملیتی و چند مذهبی کشور، برگزاری آیینهای نوروزی نیز با فراز و نشیبهای زیاد همراه بود. در برخی موارد از سوی تندروان در مخالفت با نوروز فتواهایی صادر میشد؛ اما آیینهای نوروزی هیچگاه به اندازهی عصر طالبان مورد تهاجم قرار نگرفت.
طالبان با تاثیرپذیری از تعریف نحلههای فكری مدرسهی حقانی و دیوبندی در پاكستان، آیینهای نوروزی را مردود شمرد و برگزاری هرگونه جشن را در سال نو خورشیدی ممنوع اعلام كردند. حتا در مخالفت با نوروز تاجایی پیش رفتند كه تقویم خورشیدی را لغو كردند و به جای آن تاریخ قمری را معیار قرار دادند؛ البته در این جای تردید نیست كه مردم افغانستان مسلماناند و از سالشمار هجری استفاده میكنند، اما به خاطر سهولتهایی كه در تقویم خورشیدی وجود دارد و برای تقسیمبندی فصلهای سال و تنظیم زمان كشت و زراعت برای كشاورزان بسیار مناسب میباشد، استفاده از گاهشمار خورشیدی برای دهقانان در افغانستان بسیار حیاتی است.
اما طالبان با جسارت تمام در مبارزه با نمادهای عینی تمدن در افغانستان برخاستند و حتا دشمنیشان را با تجربهی دانش بشری در كیهانشناسی و محاسبههای نجومی آشكار كردند.
با این وصف گمانههایی نیز وجود داشت كه طالبان با استفاده از قانون شریعت دنبال اهداف سیاسی و فرا دینی دیگری بودند كه تمدن بشری و تاریخ افغانستان نابود شوند و گرنه ما در تاریخ اسلام و در اوج خلافت خلفای اسلامی( كه اقتدار لازم را برای عملی كردن اهدافشان نیز داشتند) چنین رفتاری سراغ نداریم.
حتا برنامهی تخریب و از بین بردن مجسمههای عظیم بودا در بامیان؛ از جملهی برنامههای ستیزهجویانهیی بود که از خارج مرزهای کشور سازماندهی شد و عوامل فرهنگستیز با سوءاستفاده از قوانین شریعت اهداف باداران خارجیشان را( به منظور حذف تاریخ و فرهنگ افغانستان) عملی میكردند. طالبان با منفجركردن مجسمههای بودا، بزرگترین میراث باستانی افغانستان و یكی از عجایب ساختهی دست بشر در عصر باستان را نابود کردند و با این اعمال چهرهی مخوفشان را در ستیزهجویی با فرهنگ و تمدن به نمایش گذاشتند. آنان در تلاش بودند تا آیینهای سال نو خورشیدی را نیز از بین ببرند. در شش سال حاکمیت سیاهشان مبارزههای شدیدی علیه مدنیت و فرهنگ در افغانستان به راه انداختند. بسیاری از نمادهای فرهنگی و باستانی را در موزیمهای ملی کشور از بین بردند و یا به باداران خارجیشان فروختند. ذخایر کتاب، نسخههای خطی کمیاب و مستندهای حوزهی تمدنی و تاریخی افغانستان را به آتش کشیدند؛ اما با تمام این مسایل نتوانستند، آیینهای نوروزی را از خاطرهی مردم پاك كنند. پس از سقوط حاکمیت مخوف طالبان، مردم جان تازه گرفتند و با استقبال گسترده از نوروز به برگزاری آیینهای نوروزی پرداختند.
دستکم در 10 سال اخیر، جایگاه نوروز در افغانستان بیش از پیش به رسمیت شناخته شده و آیینهای نوروزی با گذشت هر سال باشکوه هرچه تمامتر برگزار می گردد. فرایند جشنهای نوروزی در افغانستان نشان میدهد كه گرامیداشت از سال نو تنها در میان مردم و شهروندان كشور محدود نمانده؛ بل در سطح كشوری و دولتی تجلیل میشود. دولتمردان در روزهای آغاز سال به نمایش قدرت نیز میپردازند؛ تا حضورشان را به بهانهی جشنهایی نوروزی به شهروندان كشور نشان دهند و از این رهگذر به تحكیم روابطشان با مردم بپردازند. جالب است كه در عصر باستان، شاهان و زمامداران در این روز به نمایش قدرت میپرداختند و اقتدار و ابهتشان را به رعیت نشان میدادند. امروز میبینیم كه سیاستمداران و نظامهای سیاسی حاكم، رویكرد این چنینی دارند و با استفاده از آمادگی مردم برای تجلیل از سال نو، به تحكیم پایههای قدرت، اعتماد و جایگاه سیاسیشان میپردازند.
این رویكرد نشان میدهد كه نوروز با فرهنگ و سیاست تلفیق گردیده و به همان جایگاهی كه در عصر باستان داشت برگشته و اصالتش را باز مییابد. با این تفاوت كه حال در جغرافیای گسترده به وسعت جهان تجلیل میگردد. برگزاری میلهی گل سرخ در مزار شریف هر سال با شكوهتر از گذشته برگزار میگردد. این جشن با حضور مقامهای دولتی افغانستان و كشورهای منطقه در چند سال اخیر گستردهتر و شكوهمندتر شده است.
جشن دهقان، رفتن به زیارت اهل قبور، فرستادن كارتهای تبریكی، رفتن به دیدار اقوام و بزرگان، كمك به افراد بیبضاعت، خانهتكانی و... از آیینهای نوروزی است كه در افغانستان انجام میگردد.
باید خاطر نشان كنم كه اهداف اقتصادی آیینهای نوروزی را در افغانستان نباید نادیده انگاشت. برجستهسازی آیینهای نوروزی از سوی دولتمردان، در جذب جهانگردان بسیار موثر است. در صورت برنامهریزی درست و تامین امنیت در شهرهای مهم ا فغانستان؛ به ویژه در مزار شریف، شاهد گسترش صنعت جهانگردی خواهیم بود. تقویت صنعت گردشگری اقتصاد كشور را متحول خواهد ساخت.