اما در روستاها و ولایت‏های دور افتاده‏ی مناطق مرکزی و شمال افغانستان مانند بامیان، بدخشان و تخار،  برخی از سنت‏های پیش از اسلام باقی ماند. حتا آتش‏گذری كه از آیین زردشتی به جا مانده، هنوز به عنوان عنعنه‏ی باستانی در برخی از مناطق در روز نوروز و چهارشنبه‏ی آخر سال اجرا می‏گردد؛ البته صرف به عنوان یك رسم باستانی. گرچه در جریان جنگ‏های ممتد، مردم در این مناطق از فضای جنگ متاثر شدند و بسیاری از بازی‏های محلی و سنت‏های باقی‏مانده از عصر باستان و دوره‏های تاریخی پیش از اسلام را فراموش كردند؛ اما هنوز هم امیدهایی برای زنده نگه داشتن سنت‏های دیرین وجود دارد.  

 

برخی از شاخه‏های تندرو مذهبی در کشور، نوروز را تنها به معنای تحویل سال نو قبول دارند؛ اما انجام آیین‏های نوروزی را مخالف ارزش‏های دینی می‏دانند.

 

 به باور آنان، رفتن به قبرستان، پختن غذاهای نذری، بالا كردن بیرق، برگزاری محافل سرور و... در روزهای نوروز جواز ندارد و خلاف ارزش‏های اسلامی است.

 

 البته به این  پنداشت‏ها از سوی مردم نظر به دلایلی توجه چندان صورت نمی‏گیرد، چون به باور مردم مسلمان افغانستان، تجلیل از نوروز در تضاد با ارزش‏های دینی قرار ندارد. كسانی كه از نوروز تجلیل می‏كنند دلایل مختلف برای خود دارند. مهم‏ترین دلیل‏شان این است كه تحول در نظام طبیعت نشانه‏ی قدرت الهی است. خداوند با نظم بخشیدن به جهان هستی قدرت و عظمتش را در فصل بهار به نمایش می‏گذارد و رستاخیز طبیعت را پس از دوره‏ی طولانی فصل سرد و یخ‏بندان به وجود می‏آورد.

 

مردم افغانستان با استناد به این اصل منطقی به پیش‏واز بهار و آغاز فصل نوین در نظام طبعیت می‏روند و  تلاش می‏كنند تا در زندگی شخصی خود نیز تحولی ایجاد نمایند. بدین ترتیب همگام با تحول در جهان طبیعت روح و روان‏شان را نیز متحول می‏كنند.

 

آنان سال نو را فرصتی برای محاسبه‏ی نفس نیز تلقی نموده و هنگام تحویل سال با به‏جا آوردن نماز و نیایش از خداوند خیر و بركت طلب می‏كنند و در مكان‏های  زیارتی؛ به‏وی‍ژه جاهایی كه برای مردم ارزش معنوی بیش‏تر دارند اگر اعمالی چون برافراشتن بیرق را انجام می‏دهند، به این معناست كه آنان برافراشتن بیرق را نماد پیروزی می‏دانند. بیرق در جهان امروز نماد هویت ملی و شاخصه‏ی زنده بودن یك ملت است.

 

برافراشتن بیرق در سال نو خورشیدی دست‏كم دو معنای مهم دارد؛  پرچم در معنای اولیه  نماد حلول سال نوخورشیدی و پیروزی بهار زندگی بر فصل یخ‏بندان زمستان است؛ اما در نگاه هستی‏شناسان برافراشتن پرچم، نماد پیروزی انسان برهوای نفس و آغاز زندگی عاری از گناه نیز تلقی می‏گردد. اگر مردم  افغانستان در این روز به انجام مراسم عبادی می‏پردازند و نذر و صدقه می‏دهند، این اعمال را به شكرانه‏ی فرا رسیدن فصل كشت و زراعت و به پاس ارج‏گذاری به نعمت‏های خداوند انجام می‏دهند. بنابراین برگزاری آیین‏های نووزی با ارزش‏های دینی و با خرد جمعی بشر در تضاد نیست و نمی‏توان انجام این اعمال را شرك به خداوند تلقی كرد.

 

به دلیل وجود نگرش‏های متفاوت  نسبت به نوروز در جغرافیای چندملیتی و چند مذهبی کشور، برگزاری آیین‏های نوروزی نیز با فراز و نشیب‏های زیاد همراه بود. در برخی موارد از سوی تندروان در مخالفت با نوروز فتواهایی صادر می‏شد؛ اما آیین‏های نوروزی هیچ‏گاه به اندازه‏ی عصر طالبان مورد تهاجم قرار نگرفت.

 

  طالبان با تاثیرپذیری از تعریف نحله‏های فكری مدرسه‏ی حقانی و دیوبندی در پاكستان، آیین‏های نوروزی را مردود شمرد و برگزاری هرگونه جشن را در سال نو خورشیدی ممنوع اعلام كردند. حتا در مخالفت با نوروز تاجایی پیش رفتند كه تقویم خورشیدی را لغو كردند و به جای آن تاریخ قمری را معیار قرار دادند؛ البته در این جای تردید نیست كه مردم افغانستان مسلمان‏اند و از سال‏شمار هجری استفاده  می‏كنند، اما به خاطر سهولت‏هایی كه در تقویم خورشیدی وجود دارد و برای تقسیم‏بندی فصل‏های سال و تنظیم زمان كشت و زراعت برای كشاورزان بسیار مناسب می‏باشد، استفاده از گاه‏شمار خورشیدی برای دهقانان در افغانستان بسیار حیاتی است.

 

اما طالبان با جسارت تمام در مبارزه با نمادهای عینی  تمدن در افغانستان برخاستند و حتا  دشمنی‏شان را  با تجربه‏ی دانش بشری در كیهان‏شناسی و محاسبه‏های نجومی آشكار كردند.

 

با این وصف گمانه‏هایی نیز وجود  داشت كه طالبان با استفاده از قانون شریعت دنبال اهداف سیاسی و فرا دینی دیگری بودند كه تمدن بشری و تاریخ افغانستان نابود شوند و گرنه ما در تاریخ اسلام و در اوج خلافت خلفای اسلامی( كه اقتدار لازم را برای عملی كردن اهداف‏شان نیز  داشتند) چنین رفتاری سراغ نداریم.

 

حتا برنامه‏ی تخریب و از بین بردن مجسمه‏های عظیم بودا در بامیان؛ از جمله‏ی برنامه‏های ستیزه‏جویانه‏یی بود که از خارج مرزهای کشور سازمان‏دهی شد و عوامل فرهنگ‏ستیز با سوء‏استفاده از قوانین شریعت اهداف باداران خارجی‏شان را( به منظور حذف تاریخ و فرهنگ افغانستان) عملی می‏كردند. طالبان با منفجركردن مجسمه‏های بودا، بزرگ‏ترین میراث باستانی افغانستان و یكی از عجایب ساخته‏ی دست بشر در عصر باستان را نابود کردند و با این اعمال چهره‏ی مخوف‏شان را در ستیزه‏جویی با فرهنگ و تمدن به نمایش گذاشتند. آنان در تلاش بودند تا آیین‏های سال نو خورشیدی را نیز از بین ببرند. در شش سال حاکمیت سیاه‏شان مبارزه‏های شدیدی علیه مدنیت و فرهنگ در افغانستان به راه انداختند. بسیاری از نمادهای فرهنگی و باستانی را در موزیم‏های ملی کشور از بین بردند و یا به باداران خارجی‏شان فروختند. ذخایر کتاب، نسخه‏های خطی کمیاب و مستندهای حوزه‏ی تمدنی و تاریخی افغانستان را به آتش کشیدند؛ اما با تمام این مسایل نتوانستند، آیین‏های نوروزی را از خاطره‏ی مردم پاك كنند. پس از سقوط حاکمیت مخوف طالبان، مردم جان تازه گرفتند و با استقبال گسترده از نوروز به برگزاری آیین‏های نوروزی پرداختند.

 

دست‏کم در 10 سال اخیر، جایگاه نوروز در افغانستان بیش از پیش به رسمیت شناخته شده و آیین‏های نوروزی با گذشت هر سال باشکوه هرچه تمام‏تر برگزار می گردد. فرایند جشن‏های نوروزی در افغانستان نشان می‏دهد كه گرامی‏داشت از سال نو تنها در میان مردم و شهروندان كشور محدود نمانده؛ بل در سطح كشوری و دولتی  تجلیل می‏شود. دولت‏مردان در روزهای آغاز سال به نمایش قدرت نیز می‏پردازند؛ تا حضورشان را به بهانه‏ی جشن‏هایی نوروزی به شهروندان كشور نشان دهند و از این رهگذر به تحكیم روابط‏شان با مردم بپردازند. جالب است كه در عصر باستان، شاهان  و زمام‏داران در این روز به نمایش قدرت می‏پرداختند و اقتدار و ابهت‏شان را به رعیت نشان می‏دادند. امروز می‏بینیم كه سیاست‏مداران و نظام‏های سیاسی حاكم، رویكرد این چنینی دارند و با استفاده از آمادگی مردم برای تجلیل از سال نو، به تحكیم پایه‏های قدرت، اعتماد و جایگاه سیاسی‏شان می‏پردازند.

 

این رویكرد نشان می‏دهد كه نوروز با فرهنگ و سیاست تلفیق گردیده و به همان جایگاهی كه در عصر باستان داشت برگشته و اصالتش را باز می‏یابد. با این تفاوت كه حال در جغرافیای گسترده به وسعت جهان تجلیل می‏گردد. برگزاری میله‏ی گل سرخ در مزار شریف هر سال با شكوه‏تر از گذشته برگزار می‏گردد. این جشن با حضور مقام‏های دولتی افغانستان و كشورهای منطقه در چند سال اخیر گسترده‏تر و شكوه‏مندتر شده است.

 

جشن دهقان، رفتن به زیارت اهل قبور، فرستادن كارت‏های تبریكی، رفتن به دیدار اقوام و بزرگان، كمك به افراد بی‏بضاعت، خانه‏تكانی و... از آیین‏های نوروزی است كه در افغانستان انجام می‏گردد.

 

باید خاطر نشان كنم كه اهداف اقتصادی آیین‏های نوروزی را در افغانستان نباید نادیده انگاشت. برجسته‏سازی آیین‏های نوروزی از سوی دولت‏مردان، در جذب جهان‏گردان بسیار موثر است. در صورت برنامه‏ریزی درست و تامین امنیت در شهرهای مهم ا فغانستان؛ به ویژه در مزار شریف، شاهد گسترش صنعت جهان‏گردی خواهیم بود. تقویت صنعت گردش‏گری اقتصاد كشور را متحول خواهد ساخت.