موزیم ملی؛ شاید از مهم‌ترین نمادهای میراث تاریخی- فرهنگی در کشور باشد، میراثی که در جریان نزدیک به یک سده جدال و ستیزه جویی به شدت آسیب دید و به دست ستیزه‌جویان آزمند غارت شد.

باری پس از سقوط حکومت امان الله خان در 1308 خورشیدی موزیم ملی و ذخایر باستانی کشور مورد دست‌برد و غارت قرار گرفت اما پس از چندی به کوشش حکومت وقت از نابودی آثار باستانی تا اندازه‌ای جلو گیری شد.

شاید طلایی ترین عصر موزیم ملی  زمان داوودخان- 1352-1357- بود و موزیم ملی می‌رفت که  جایگاه شکوهمندی را در منطقه بگیرد، موزیمی با هزاران اشیای باستانی و جاذبه‌های زیاد تروریستی!

پس از کودتای 7 ثور 1357 خورشیدی، روزهای دشوار برای موزیم ملی آغاز شد؛ در روزهای نخستین کودتا جابجای آشیای باستانی و حمل و انتقال از مناطق آسیب پذیر به مکان‌های امن‌ باعث شگسته شدن برخی از مجسمه‌ها و نابودی شماری از اشیای باستانی شد.

در جنگ‌های مجاهدین بخش زیادی از ذخایر تاریخی- باستانی کشور آسیب می‌بیند و غارت می‌شوند، تلاش‌های داکتر نجیب‌الله برای صیانت از ارزش‌های مادی و معنوی میراث باستانی کشور باعث می‌شود که بخشی از آثار باستانی از دست‌برد و غارت در امان بماند اما به آنهم حجم ویرانی و خرابی به اندازه‌ای فاجعه بار بود که با تلاش‌های داکتر نجیب هم امکان مراقبت از ساحات باستانی وجود نداشت و دولت تنها می‌توانست در کابل برخی از تدابیر پیش‍‌‌گیرانه را برای حفظ و نگهداری ذخایر موزیم ملی روی دست گیرد تا سال 1991 داکتر نجیب از تمام راه‌های ممکن برای حفظ موزیم ملی  استفاده می‌کند اما با ورود جنگ‌جویان مجاهد به کابل، سرنوشت مصیبت‌باری برای موزیم ملی رقم می‌خورد و بین سال‌های 1992- 1994 موزیم ملی آماج بیشترین آسیب‌ها قرار می‌گیرد.

با تهاجم طالبان در 1996 آخرین امیدها برای نگهداری و مراقبت از ذخایر موزیم ملی و حفظ مجسمه‌های باستانی از بین می‌رود و طالبان و جنگ‌جویان عرب با بربریت تمام به تخریب غارت و چپاول نمادهای فرهنگی- باستانی کشور آغاز می‌کنند و عصر فاجعه‌ی تاریخی در نخستین روزهای 2001 با تخریب مجمسه‌های بودا در بامیان و  تخریب و غارت اشیای باقی مانده در وزارت اطلاعات و فرهنگ به اوج خود می‌رسد.

قاق‌چیان عرب و پاکستانی برای دست‌یابی به اشیای عتیقه و گنجینه ارزشمند باختر در پوشش جهاد و مبارزه با نیروهای دولتی از هیچ اقدامی دریغ نکردند.

گرچه آسیب‌ها و صدماتی که  بر موزیم ملی وارد آمد، جبران ناپذیر است و میزان آثار غارت شده به هزاران قلم می‌رسند.

شماری از آشیایی که متعلق به حوزه‌ی تاریخی افغانستان بود از موزیم ملی بریتانیا و موزیم شماری از کشورهای خارجی سر بر آورد، شماری از این آثار پس از شناسایی به افغانستان باز گردانده شدند و شماری نیز تاکنون در بازارهای "سیاه" دست به دست می‌شوند. برخی از این آثار نیز در جریان  جنگ و غارت شکستند و  نابود شدند.

با احداث ساختمان جدید برای موزیم ملی جنوب کابل، امیدواری‌ها برای مراقبت و نگهداری از اشیای باقی مانده  بیشتر شد.

 ساختمانی که با در نظرداشت شرایط نگهداری از آثار باستانی بسیار هوشمندانه مهندسی شده ضد صدا، رطوبت و پدیده‌هایی است که به اشیای باستانی صدمه می‌زند.

پس از احداث این ساختمان این پرسش وجود داشت که چگونه می‌توان برای غنی سازی موزیم ملی کوشید و میراث‌های برباد رفته را چگونه مسترد کرد.

امیدهای تازه

فعالیت‌ها و همکاری ‌های برخی از کشور های فرهنگ دوست در چند سال اخیر برای باز گرداندن آثار دزدی شده موزیم ملی به افغانستان و شناسایی شماری از آثار مسروقه از موزیم ملی و از ساحات باستانی کشور، امیدهای زیادی را خلق کرد.

در تازه ترین گزارشی که عمران خان مسعودی رییس موزیم ملی از چگونگی استرداد و جمع اوری آثار باستانی در کشور منتشر کرده تصریح شده که در جریان یک سال اخير، بيش از ١٤٠٠ اثر تاريخى به شمول دوره بوديزم، از داخل و خارج کشور به موزيم ملى سپرده شده و  اين می‌تواند پیشرفتی باشد، بر غنامندى موزيم ملی.

اين آثار، شامل ٣١٧ قلم است که شمارى از آنها از منطقه مس عينک ولايت لوگر و شهداى صالحين شهر کابل به دست آمده و از طريق انستيتيوت باستان شناسى، به موزيم تحويل داده شده است.

عمران‌خان مسعودى ریيس موزيم ملى کابل در گفت وگو با خبرگزاری پژواک، گفته که ساير آثار، از مناطق ديگر توسط ارگان‌هاى امنيتى کشف و به دست آمده است.

به گفته‌ی وی در میان اين آثار، ٣٢ پارچه نيز شامل است که اشکال مختلف به شمول مجسمه ها و ظروف مسى و گلى را احتوا مي‌کند.

روند جمع اوری آثار از کشورهای بین‌المللی

روند جمع آوری و استرداد آثار مسروقه‌ای که در جریان بی‌ثباتی‌ها از موزیم ملی و ساحات باستانی به سرقت رفته بودند همچنان ادامه دارد، فعالیت‌های مسوولان موزیم ملی و همکاری کشورهای بین المللی در برگرداندن آثار مسروقه گامی به پیش است.

رييس موزيم ملى کابل در باره‌ی منابع بيرونى، می‌گوید که انگلستان ٢١٥ سکه مسى را از طريق سفارت افغانستان و امريکا پنج پارچه طلايى و يک جگ برونزى را به افغانستان برگردانده است.

اين آثار تاريخى، مربوط دوره‌هاى مختلف به شمول کوشانى‌ها(بوديزم) است. کوشانى‌ها بين قرون٢-٥ ميلادى در افغانستان زيست داشتند.

تلاش‌های دولت افغانستان و در خواست کمک از انترپول- پولیس بین‌الملل- به منظور گردآوری آثار غارت شده از حراجی‌های اروپا و حمایت کشورهای اروپایی از این طرح باعث شد که از سال ٢٠٠٧ ميلادى به این طرف، بيش از ٩ هزار اثر از خارج کشور از موزيم لندن، ناروى، دنمارک و آلمان به کشور مسترد شود.

گرچه که میزان زیان‌های وارده بر موزیم ملی فاجعه بار بود، تا آنجا که عمران خان مسعودی می گوید که از بیش از یک‌صدهزار آثار تاریخی که در موزیم کابل وجود داشت، هفتاد درصد آن در جنگ‌هاى دهه ١٣٧٠ ناپدید شد و از بازرهای سیاه پاکستان سر برآورد.

پیش از جنگ‌های دهه هفتاد، با تلاش‌های مسوولان موزیم ملی نزدیک به ٢٢ هزار قلم آثار مهم را در ارگ و ٨٠٠ تا يک‌هزار قلم آثار را در وزارت اطلاعات و فرهنگ، جابجا کردند تا از دست ستیزه جویان نجات یابند.

اکنون  اما با برگشت شماری از آثار تاریخی به موزیم ملی، 40 تا پنجاهزار اثر در موزیم ملی وجود دارد و رییس موزیم ملی امیدوار است که تا پایان سال جاری خورشیدی بتواند یک صدهزار آشیای تاریخی را در موزیم نگهداری کند.

مستند سازی

اکنون با تلاش‌های عمران‌خان مسعودی رییس موزیم ملی کابل، قرار است گام مهمی به منظور مستند سازی آثار باستانی برداشته شود، امری که برای ارزیابی آثار و معرفی پیشینه تاریخی حیاتی است.

آقای مسعودی با درک اهمیت مستندسازی و طبقه بندی اشیای باستانی در موزیم کابل از مستند سازی آثار خبر داده است.

وی گفته که  قديمى ترين آثار موجود در موزيم ملى کابل که مستندسازی شده، يک مجسمه کوچک و شماری آثار سفالى است، که قدامت شان به  ١٥ قرن قبل از ميلاد بر مي‌گردد.

فراخوان رییس موزیم ملی کابل مبنی بر گرداوری و شناسایی آثار باستانی و همکاری مردم در غنی سازی موزیم ملی، نشان میدهد که به رغم کارشکنی‌های دولت و ارگان‌های امنیتی در مراقبت از آثار باستانی انگشت شمار افرادی هستند که برای حفظ و نگهداشت از گنیجه باستانی کشور تلاش می‌ورزند.

شکنندگی وضعیت آثار باستانی

با آنکه انتظار می‌رفت، مراقبت‌های لازم از ساحات باستانی کشور انجام شود و نیروهای امنیتی در هماهنگی با وزارت اطلاعات و فرهنگ و دفترهای ولایتی این وزارت، مانع کاووش‌های غیر قانونی در ساحات باستانی کشور شوند، اما با افزایش کاووش‌های غیر قانونی در ولایت‌های کشور، اکنون کاووش‌های غیر قانونی و قاچاق آثار باستانی افزایش یافته است.

زورمندان محلی در همکاری با نیروهای امنیتی و پولیس در برخی از ساحات باستانی دست به کاووش‌های غیر قانونی می‌زنند، امری که اکنون به تجارت غیرقانونی زورمندان محلی تبدیل شده است.

با این وصف، هنوزهم آثار تاريخى در بعضى ساحات کشور، به شکل خودسرانه به دست آمده و به خارج قاچاق مي‌شوند.

بر اساس ماده نهم  قانون اساسى:" معادن و ساير ذخاير زيرزمينى وآثار باستانى از ملکيت دولت است ..."  از این ماده استنباط می‌گردد که  دولت مسوولیت دارد تا با تمام توان از میراث فرهنگی - باستانی کشور حفاظت  و نگهداری کند.

اما سهل انگاری و غفلت دولت افغانستان در بیش از دوازده سال گذشته سبب نقض ماده نهم قانون اساسی شده است. ارگان‌های محلی و نهادهای وابسته به دولت در این زمینه سرمایه ‌گزاری نکردند و در بسیاری موارد خود در تخریب ساحات باستانی و انتقال گنجینه‌های باستانی به خارج از کشور ممد واقع شدند.