آلیس وعصر طلایی داستان کوتاه

پنجشنبه دهم اکتوبر2013 میلادی، انتظار به پایان رسید و سرنوشت نوبل ادبیات 2013 مشخص شد. برندهی جایزه نوبل ادبیات کسی نبود، جز آلیس مونرو؛ بانویی که"استاد داستان کوتاه معاصر" نامیده شد و کارهایش مورد تمجید و ستایش فراوان قرار گرفت.
امسال وقتی مونرو برندهی جایزه نوبل ادبیات اعلام شد، مخالفان و منتقدانش بسیار اندک بودند، امری که پیش از این بارها اتفاق افتاده بود که پس از اعلام برندگان نوبل ادبیات، موجی از انتقادها به آدرس آکادمی نوبل سرازیر میشد و هیأت داوران نوبل ادبیات را به باد انتقاد میگرفتند. سکوت منتقدان شاید نشان دهنده این امر باشد که گزینش هیأت داوران جایزه نوبل ادبیات2013 درست بوده و کسی را انتخاب کرده اند که کارهایش مقبول عام و خاص است.
مونرو از محبوبترین نویسندگان انگلیسی زبان داستان کوتاه معاصر است. لحظاتی پس از برنده شدنش، شماری از نویسندگان مطرح جهان انتخاب وی را به عنوان برنده نوبل ادبیات تبریک گفتند.
آکادمی نوبل در استکهلم گفت که بانو مونرو14مجموعه داستان نوشته و شایستگی این را دارد که او را "ستاد داستان کوتاه معاصر" بنامیم.
مونرو پس از سائول بیلو، دومین نویسنده کانادایی و سیزدهمین زنی است که برنده جایزه نوبل میشود.
این رویداد به مثابه پیروزی بزرگی برای او همکاران ادبیاش تلقی شد؛ امری که نویسندگان و خوانندگان مشتاق او را در سراسر جهان خوشحال و شگفتزده کرد.
باری او درباره علاقه اش به کتاب به گاردین گفته بود:«زمانی که کوچک بودم کتاب چیزی شبیه جادو به نظرم میرسید و میخواستم بخشی از این امر جادویی باشم.«
"زندگی زنان و دختران"نخستین مجموعه داستان این نویسنده است که در سال 1971 زمانی که وی دانشجوی دانشگاه وسترن انتاریو بود منتشر شد.
این رویداد به طور عام برای امریکاییها اتفاق حیرتانگیزی بود به این دلیل که پس از 20 سال این نخستین بار است که نویسندهای از امریکا برنده جایزه نوبل ادبیات میشود.
پیش از اعلام برندگان جایزه نوبل، گمانهها بر این بود که ممکن است امسال نوبل ادبیات، چهرههایی جدیتر از جویس کارول اوتس و فیلیپ راث امریکایی نداشته باشد البته این گمانهزنی نیز مطرح بود که آقای راث و خانم مونرو به دلیل کارهای ارزشمندشان نامزد نوبل ادبیات باشند.
بگذریم از اینکه گمانهها چه بوده اما اعلام این خبر برای امریکاییها خبر خوشی بود که پس از دو دهه نویسندگان امریکایی نوبل ادبیات را به خانه میآورند.
20 سال پیش؛ یعنی در سال 1993 تونی موریسون امریکایی آخرین جایزه نوبل را به د ست آورده بود.
مونرو میگوید زمانی که نویسندگی را آغاز کرد شمار محدودی نویسنده در کانادا وجود داشتند که مورد توجه جهان نبودند اما اکنون نویسندگان کانادایی در سراسر جهان شناخته شده هستند و آثارشان خوانندگان بسیاری دارد و مورد تحسین و احترام قرار میگیرد.
او میگوید از اینکه برنده نوبل اعلام شده هیجانزده است و ابراز امیدواری میکند که این اتفاق باعث شود تا نگاه جهان به سمت نویسندگان کانادایی معطوف شود.
او در مصاحبهای که با روزنامه نیویورک تایمز در سال جاری داشت گفت که بیش از هشتاد سال دارد ولی نگران کهولت سن نیست.
در آن مصاحبه، وی از آنچه که در جریان زندگی اش انجام داده ابراز رضایت کرده بود. او گفته بود که رسالتش را تمام کرده و برای مردن آماده است. مونرو گفته بود:«احساس میکنم آنچه را میخواستم انجام دادم و از این مسأله احساس رضایت دارم.»
پتر انگولاند؛ منشی دایمی آکادمی نوبل گفت مونرو کار حیرتانگیزی انجام داد. آقای انگلاند گفت:«آنچه که مونرو انجام داد به تنهایی کافی بود که وی را برنده این جایزه سازد، اینکه بخواهد که دیگر ننویسد تصمیم خودش است.»
ویژگیها
داستانهای مونرو شهرت خاص و هواداران زیادی دارد. او در داستانهایش به طبیعت و خصلتهای انسانی میپردازد. او ساختار کلاسیک داستان کوتاه را متحول کرد.
داستانهایش را به طور غالب از جایی شروع میکند که انتظارش را نداشته باشیم و سیر داستان را با مهارت خاص به گذشته و آینده میبرد: روایتی که خواننده را به مکانها و فضایهای داستانی پرتاب میکند. داستانهای مونرو با پسزمینه فرهنگ مناطق روستایی کانادا گره خورده است.
او سوژههایش را از خانههای روستایی در آنتاریو انتخاب میکرد: مسایلی چون روابط افراد، آرزوها، کار، نارضایتی و ... در داستانهای او بازتاب یافته اند.
مجموعه داستان "جان شیرین" یا زندگی دوست داشتنی(Dear life) سال گذشته نشر شد و مونرو گفته بود که این آخرین داستان وی خواهد بود و دیگر نمینویسد.
پیش از این، به نظر میرسید که او چشمداشتی به جایزههای ادبی ندارد و از آنچه که در جریان زندگی پربارش انجام داده است، رضایت دارد.
شگفتی مونرو
آلیس مونرو در این سالها در زادگاهش ایالت آنتاریوی کانادا زندگی میکرد و زمانی که کمیته نوبل خواسته بود که تصمیمش را به او اطلاع دهد وی در دسترس نبود. آلیس که سه دختر دارد شب دهم اکتوبر به دیدار یکی از دخترانش رفته بود. ساعت چهار صبح به وقت محلی، دخترش برای او خبری خوش داشت: خبری که ملکه داستانهای کوتاه را شگفتزده کرد.
مونرو پس از شنیدن این خبر گفت: «نمیتوانم احساسم را بیان کنم. این بیشتر از آن چیزی هست که باید شرح داد.»
او گفت: «امیدوارم که این رویداد مردم را متوجه این امر سازد که داستان کوتاه را دستِ کم نگیرند«.
استفین هارپر؛ نخستوزیر کانادا، در بیانیهای گفت:«مونرو، نخسیتن زن کانادایی است که برنده جایزه نوبل ادبیات شد. کانادا به او افتخار میکند«.
عصر طلایی داستان کوتاه
بعضی از خوانندگان آثار مونرو با شگفتی تمام گفتند که دستان کوتاه وارد عصر طلایی خود شده است در حالی که پیش از این بیشترین برندگان نوبل ادبیات، رماننویسان و شاعران بودند.
مونرو از همان آوان کودکی به کتاب و نوشتن علاقه داشت. پدرش دهقان بود و او در مزرعه پدری اش شرایط حاکم بر زندگی روستایی را به چشم خود میدید و تجربه میکرد.
مونرو با اینکه زود ازدواج کرد و در کنار نویسندگی مسئولیت مراقبت از دخترانش را نیز باید با همسر سابقش "جیمز مونرو" پیش میبرد. وی به رغم اینکه در روستا زندگی میکرد و خانواده اش زیاد پولدار نبودند ولی همواره قفسههایش پر از کتاب بود و به آثار بسیاری از نویسندگان دسترسی داشت.
ملکه داستان کوتاه به این تصور بود که نوشتن داستان کوتاه آسان است و او باید رمان نوشته کند اما به تجربه دریافت که کاری، دشوارتر از نوشتن داستان کوتاه نیست. او تنها یک رمان نوشت. مونرو از بیست سالگی به طور جدی به نوشتن آغاز کرد و بدون وقفه سالها نوشت و با ابداع فرم خاص در داستان کوتاه به شهرت رسید.
مونرو در مصاحبه با وال استریت ژورنال گفته بود که در جریان زندگی ادبی اش از هر فرصتی برای نوشتن استفاده کرده است.
اکنون، آلیس مونرو به مرز کهنسالی رسیده و بیش از شصت سال را بدون وقفه نوشته است و از بیماری جدی سرطان رنج میبرد. اعطای جایزه نوبل برای او در چنین اوضاع و احوالی به مثابه گشوده شدن دریچهای به سوی خوشبختی و پاداش بزرگ به پاس خدماتش در معرفی راههای تازه برای داستان کوتاه، تلقی خواهد شد.
گرچه او در سال 2012 گفت که آنچه را میخواسته در این سالها انجام داده است و ترجیح میدهد که دیگر ننویسد، اما با این رویداد، ممکن است نظرش تغییر کرده باشد.
مونرو پس از دریافت نوبل ادبیات به منشی آکادمی نوبل ادبیات گفت که گرچه تصمیم گرفته بود که دیگر ننویسد ولی پس از این رویداد ممکن است، نظرش تغییر کند.
پایان سخن اینکه، جایزه نوبل از با اعتبارترین و ارزشمندترین جایزههای جهانی به شمار میرود.
جایزه نقدی نوبل، هشت میلیون "کرون" سویدنی است که برابر میشود با 1/8 میلیون دالر امریکایی.
سال گذشته 2012مویان چینی برنده این جایزه شد. در 2011 شاعر سویدنی؛ توماس ترانسترو، در 2010ماریو وارگاس یوسا؛ نویسنده پرویی و در 2009هرتامولر؛ رماننویس آلمانی رومانیایی تبار، جایزههای نوبل ادبیات را دریافت کرده بودند.