فرگشت نقاشی درهند/3
مینیاتور؛ موسیقی دیداری
مینیاتور و نقاشی با تذهیب در هند از جاذبه خاص بر خور دار بوده است. پیام این کارهای هنری همدلی و همزبانی است. هند طبیعت سر شار از شگفتی دارد و این طبیعت و محیط در شکل گیری کارهای هنری هنر مندان الهام بخش بوده است. ترس، لذت، شادی و... را میتوان در آین آثار دید.
تجربه احساس و ایدههای انسانی. کشف انرژی نهفته در وجود انسان یا همان "راز خودی" از جمله پیامهایی برخی از نقاشیهای هندی است که از گذشته دور به آن تاکید میشده بویژه هنرمندان بودایی با تاثیر پذیری از آموزههای بودا با مهارت دست و خلاقیت بصری شان تلاش میکردند این مفاهیم را درکارهای شان به نمایش گذارند.
تلاش برای کشف انرژی روحانی، دست یافتن به قدرت مسحور کننده تفکر بشر و راز آرامش، نمادها و نشانههایی است که در نگارههای مینیاتور هندی قابل مشاهده است.
نقاشی میناتور هندی را موسیقی دیداری نامیده اند. ظرافت و رنگ آمیزی دراین نقاشیها به پیمانه یی هنرمندانه به کار رفته که چشم با دیدن آن به آرامش میرود چنانگه روح آدمی با شیندن موسیقی هنری دچار جاذبههای روحانی و شیدایی میشود.
نقاشی مینیاتور هند بر جنبههای ادراک و احساسی انسان انگشت گذاشته و هنرمندان با بکار گرفتن خلاقیتهای هنری و دیداری شان قدرت بیحد و حصر را شان را به ببیننده منتقل میکند.
نقاشی در عصر امپراتوری مغولی هند- بابری
در نیمهی نخست سدهی پانزده میلادی(1526) پایههای امپراتوری بزرگی به دست نوادگان امیر تیمور، در شمال شبهقاره هندوستان اساس گذاشته شد.
بابر نخستین پادشاه سلسله تیموریان بود که دستگاه سلطنتی اش را در هند مستقر کرد و سنگ بنای امپراتوری بزرگی را در شبهقاره گذاشت که بعدها به امپراتوری بابری- امپراتوری مغولی هند (هند و ایرانی)- شهرت یافت
شاید بابر نمیدانست که او بنیانگذار امپراتوری است که نزدیک به چهار سده دوام میآورد و نوادگانش موج بزرگ انقلاب فرهنگی- هنری را در شبهقاره و کشورهایی چون افغانستان، بنگلادیش و پاکستان گسترش میدهند.
شاهان بابری در جریان این سدهها درکنار رشد حکومتداری و تحکیم سیستم شاهنشاهی، احترام و توجه ویژهای به ساحت فرهنگ و هنر نیز در شبهقاره داشتند.

