X
تبلیغات
بی‌نشان - طنز ادبی ما به کجا می رود
طنز، در بستر زبان و ادبیات متولدشد. تاریخ پر فراز و فرود ادبیات جهان جریان های شگرد ادبی را به خاطر دارد. این ژانر ادبی در ادبیات جهان جایگاه و موقف ارزشمند بدست آورد. طنز در ادبیات کلاسیک اروپایی – عصر رومیان- با هوراس، جوونال، اریستوفان و... شروع شد. در ادبیات عرب حتا پیش از اسلام- جاهلیت- نمونه های طنزادبی دیده می شود، در آثار ابونواس، اخطل، فرزدق، بشار، ابن بسام و ابن رومی به عنوان یکی از ابزار برتری جویی قومی و نقد حال مخالفان به کار می رفته است. « طنز» واژه ی عربی است و در زبان و ادب فارسی  نیز این گونه ی ادبی در قالب نظم، نثر، داستان، شعر، نمایشنامه، فلم، نقاشی، روزنامه نگاری و... تبارز یافت.

با سیری در تاریخ ادبیات فارسی دری، در می یابیم که طنز از ریشه دار ترین گونه ادبی بوده و به صورت مستقیم و غیر مستقیم  به کار می رفته؛ حتا پیش از شکل گرفتن ادبیات مکتوب یانوشتاری، طنز در زبان عامیانه و سروده های فولکلوریک بسامد زیاد داشته. به عنوان نمونه از سروده  طنز آمیز کودکان بلخ به عنوان نخستین سروده های طنزی در زبان و ادب دری یاد شده است. از منجک ترمذی، عنصری بلخی  و  انوری به ترتیب در قرن چهارم و ششم می توان نامبرد که در سروده های شان از این ژانر ادبی کار گرفته اند.

اما در افغانستان معاصر، این ژانرادبی از اعتبار و موقف شایسته در مقایسه با سایر ژانر های هنری  بر خور دار نبوده و نیست. با اینکه از طنز به عنوان گویا ترین زبان و بهترین ابزار  برای اصلاح جامعه و نظام سیاسی   نامبرده می شود و این گونه ی ادبی از اجتماعی ترین ژانر های هنری شناخته می شود؛ اما در پردازش و تبارز ساحت طنز، توجه لازم صورت نگرفته است. شماری از طنز نویسان خطوط و چارچوب کلی آن را نادیده انگاشته و ساحت طنز را با « هتاکی » و زبان برهنه غیر هنری می آلایند.

این مساله، چهره طنز را از حالت اصلی و کاربردی اش دور ساخته، به گونه یی که حتا ذهنیت جامعه فرهنگی افغانستان نیز از پذیرش این فراورده ها، به عنوان یک ژانر ادبی چشم پوشی کرده  و طنز نویسان  را مورد بی مهری قرار داده  اند؛ البته این رویکرد فرهنگیان هیچگاه حرکت ارزشمند تلقی نمی شود، بالندگی و پویایی «  طنز» و انواع آن، به معنای غنی سازی فرهنگ و پویایی زبان و ادبیات است.

دست کم در یک قرن اخیر، زبان و ادبیات فارسی دری، در افغانستان با تحولات و رویکرد های مواجه بود، به رغم گیرودار های سیاسی و خانه جنگی های تباری وسمتی، در آفرینش های ادبی تجربه ها و نو آوری هایی صورت گرفت؛ اما در عرصه « طنز» گام های موثر و قابل قبولی بر داشته نشد. در حال حاضر، ما چهره های مطرح و صاحب نظر را در زمینه طنز پردازی کمتر می شناسیم؛ این مساله بیانگر بی توجهی فرهنگیان و نویسندگان به  این ژانر مهم هنری است. در نهایت اینکه به حاشیه رفتن« طنز» از بستر زبان و ادبیات اتفاقی نامبارکی است و می تواند هشداری باشد به جامعه فرهنگی ما.

 



تاريخ : شنبه سوم بهمن 1388 | 16:24 | نویسنده : کاظم حمیدی |
  • دانلود بازی
  • وکیل
  • سکوت