جایگاه نقد ادبی
جریان های ادبی در کشور با آسیب های زیادی مواجه است. بسیاری از فراورده های ادبی پیش از اینکه به نقد کشیده شود، باکاستی ها و ضعف های غیر قابل بخشش در بازار کتاب عرضه می گردد. درسالهای اخیر از این دست نبشته های ادبی در قالب شعر، داستان و دیگر ژانر های ادبی لباس چاپ برتن نموده و از نظر کمی فضای خالی قفسه های کتاب های ادبی را اشغال نموده اند؛ اما اگر از مشکلات ویرایشی، صفحه آرایی و طرح های غیر هنری جلد این کتاب ها چشم پوشی کنیم به هیچ صورت نمی شود از کنار محتوای این آثار( به اصطلاح ادبی و هنری) بی تفاوت گذشت.
پست مدرنست های جوانی که مدعی اند در آفرینش های ادبی شالوده شکنی نموده و از دنیای مدرن گذشته اند. نخستین تجربه های ادبی شان را بدون هیچ نگرانی عرضه می کنند؛ اما به دلیل به حاشیه رفتن فرهنگ نقد نویسی و نقد پذیری این آثار با همان شکل و شمایل ابتدایی نشر می گردد.
شماری از نویسندگانی که نقد ادبی می نویسند، بدون در نظر داشت پدیده ادبی، روابط شخصی با صاحب اثر را معیارنقد قرار می دهند. این افراد، در نقد اثر دچار تعارف و خود سانسوری می شوند و در هنگام نبشتن نقد با اثر برخورد تشریفاتی می کنند.
به هر صورت با درد و دریغ باید گفت که جایگاه نقدادبی در افغانستان هنوز در میان فرهنگیان و نویسندگان بدرستی تعریف نشده است. این موضوع با عث انحراف نسل جوان از اصالت ارزشهای هنری و زبانی شده است.
بنابر این ملحوظات آثار ادبی ، زمانی می تواند مطرح شود که فرهنگ نقد و نقد نویسی جنبه علمی و تخصصی به خود بگیرد. امروز بسیاری از نویسندگان چیز فهم ما ، به هر دلیلی که هست سکوت را بر نبشتن نقد ادبی ترجیح می دهند و شماری هم وقتی چیزی می نویسند، راهکار درست را برای اصلاح اثر پیشنهاد نمی کنند؛ به دلیل که نگاه شان سلیقه یی است .
